الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
261
الغدير ( فارسى )
مواعظ و سخنان ديگرى كه از ابو بكر و عمر نقل شده است . بارى ، منكر نهج البلاغه هرشاهد و قرينهاى را كه در روايات رسول خدا و پيشوايان بر حق و سخنان صحابه و تابعان و نوشتههاى دبيران و خطيبان ، معتبر مىشناسد ، دوستان امير المؤمنين على مىتوانند كه به همان شواهد و قراين در اثبات نهج البلاغه و ساير سخنان آن سرور استناد كنند و اين مطلب واضحى است . همو در آخر خطبهء شقشقيه مىگويد : استاد من ابو الخير ، مصدق بن شبيب واسطى در سال 603 مىگفت : اين خطبه يعنى خطبهء شقشقيه را بر استاد ابو محمد عبد اللّه بن احمد ، معروف به ابن الخشاب ( م 568 ) قرائت مىكردم ، موقعى كه به اين كلام رسيدم ، يعنى اظهار تأسف ابن عباس كه گفته بود : « به خدا سوگند ، آنقدر كه از ناتمام ماندن سخن امير المؤمنين متأسف شدم ، از فوت هيچ سخنى متأسف نشدهام » ، ابن خشاب به من گفت : اگر من حاضر بودم ، به ابن عباس مىگفتم : « مگر در دل پسر عمويت على عقدهاى باقى مانده كه در اين خطبه برملا نكرده باشد ؟ تا بگويى كاش سخنش را تمام كرده بود ! به خدا سوگند ، براى هيچكس از پيشقدمان و دنبالهروان حرمتى به جا نگذاشته و كسى نبوده كه نام نبرد ، جز رسول خدا » . استادم مصدق گفت : ابن خشاب مردى شوخطبع بود ، به دو گفتم : فكر مىكنيد كه اين خطبه ساختگى باشد ؟ پاسخ داد : نه ، به خدا سوگند ، همانطور كه يقين دارم تو مصدقى ، يقين دارم كه اين خطبه از سخنان على است . گفتم : بسيارى از مردم گويند كه اين خطبه ساختهء دست رضى است . پاسخ داد : كجا رضى و يا غير او مىتوانند با اين سبك و اسلوب بديع خطبهاى بپرورانند ؟ ما تمام رسايل و منشآت رضى را ديدهايم ، راه و روش او را در پرداخت نثر فهميده و شناختهايم . ميان ماه من تا ماه گردون ، تفاوت از زمين تا آسمان است . به خدا سوگند ، من اين خطبه را در كتابهايى ديدهام كه دويست سال پيش از سيد رضى تأليف شده است . به خدا ، اين خطبه را با خط كسانى از علماى ادب ديده و شناختهام كه پيش از نقيب ابو احمد ، پدر سيد رضى نوشته و به يادگار نهادهاند . « 1 »
--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغة : 1 / 69 .